ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

13

معجم البلدان ( فارسى )

[ پيشگفتار ياقوت ] باب نخست در شكل زمين و كوه‌ها و درياهايش و جز آن خداى عزّ و جل مىفرمايد : [ آيا زمين را گهوارهء شما ننهاديم و كوه‌ها را ميخهاى آن نكرديم ( نباء 78 : 6 ) . ] و نيز مىگويد : [ خداوند زمين را براى شما فرش كرد ( نوح 71 : 19 ) ] [ 14 ] مفسران گويند : « مقصود از فرش - بساط و گهواره - مهاد و آرامشگاه - رام بودن زمين ، براى آدمى است . » گذشتگان در شكل زمين اختلاف داشتند ، برخى آن را پهن به چهار سو خاور ، باختر ، جنوب ، شمال مىدانستند ، و برخى آن را به شكل ترس - سپر و برخى آن را به صورت مائده - سفره ، و برخى به صورت طبل - تنبك ، و برخى به شكل نيم‌كره گنبدنما مىشمردند كه آسمان به گرد آن چسبيده است ، و برخى گفتند : [ زمين دراز همچون استوانهء سنگى يا به شكل عمود است . ] گروهى گويند : [ زمين به سوى پايين بىنهايت و آسمان به سوى بالا بىنهايت است . ] گروهى مىگفتند : [ آنچه از جنبش و روش ستارگان مىبينيم ، از جنبش زمين است نه جنبش فلك . ] ديگران گويند : [ اجزاى زمين يكديگر را نگاه داشته‌اند . ] گروهى گويند : [ زمين در خلا بىنهايت است . ] ارسطاطاليس گمان دارد كه بيرون جهان آن اندازه جا بود كه آسمان در آن جاگزين شده است . بسيارى گمان دارند كه گردش فلك به گرد زمين ، آن را درست در ميان ، نگاه داشته است . متكلمان نيز با يكديگر ناسازگارند : هشام پسر حكم « 1 » گمان دارد كه در زير زمين چيزى است كه به سوى بالا گرايش دارد ، مانند آتش و باد ، و اين ، زمين را از فرو افتادن باز داشته است ، خود آن تكيه‌گاه نمىخواهد چون گرايش طبع او به سوى بالا است نه پايين . بو الهذيل « 2 » پندارد كه خداوند آن را بىستون آويخته است . برخى نيز گويند : [ زمين آميزشى است از دو جسم سنگين و سبك ، سبك به بالا گرايش دارد و سنگين به پايين . پس هر يك ديگرى را از رفتن بدان سو باز مىدارد . ] آنچه بيشترين ايشان برآنند ، آنست كه زمين گرد چون كره است ، و در ميان فلك مانند زرده در ميان تخم جا دارد . نسيم

--> ( 1 ) . هشام از موالى ايرانى كوفه - جنديشاپور ، صاحب نظريات فلسفى معاصر امام ششم حضرت صادق م 148 كه نظريات وى را تأييد مىنمود . وى از پايه‌گذاران گنوسيسم اسلامى با رفض خلافت است . عبد الله نعمه در 1959 م در مصر كتابى در 222 ص و احمد صفائى در تهران در 282 ص كتابى ديگر در زندگينامهء هشام ساختند كه نخستين به تازى و دومى به فارسى در 1342 خ چاپ شده است . ياقوت تنها همين يك جا در اين كتاب از هشام و آن نيز بى يادآورى پيوند او با امام ، ياد كرده است . ( 2 ) . بوهذيل علاف ( 135 - 235 ) از موالى ايرانى بصره - جنديشاپور صاحب نظريات فلسفى از پايه گذاران گنوسيسم اسلامى بىرفض خلافت بود و معتزلى است .